مریم میرزایی | اتاقی کوچک روبه‌ سربالایی خیابان و پنجره‌هایی که نور را به داخل هُل می‌دهند. میزی مربع با رومیزی چهارخانه قرمز و چند صندلی. گوشه‌ای از یک خانه دو خوابه که کارگاهی شده برای رسیدن به آرزوهای کودکی. روی میز کوچک، غوغایی به‌پاست. تخم مرغ‌های گِلی گوشه‌ای‌ به صف شده‌اند. قاشق و چنگال‌های چوبی داخل ظرفی سرپا ایستاده‌اند و در گوشه‌ای دیگر، چند جعبه کوچک چوبی به چشم می‌خورد که به انتظار نشسته‌اند تا رنگ و رویی بگیرند.

دست‌هایش آرام وبی‌صدا، روی تخم مرغ‌های گلی سر می‌خورد. یکی بنفش است، دیگری سفید و آن یکی فیروزه‌ای. قرار است، یکی خال خالی شود و یکی گُل‌گُلی. شاید یکی هم ساده و بدون نقش.

درگوشه وکنار کارگاه کوچک وخانگی، نقش‌های ریزی ازگل‌های صورتی و بنفش چشم‌ها را نوازش می‌کند. «تینا مهدوی»، نقش کننده ۲۷ ساله این گل‌‎های ریز روی چوب و تخم مرغ‌های گلی است. همان گل‌هایی که محصولات دکوراتیو «لونه» را ساخته اند و تینا درباره آنها می‌گوید، «نشانه من شده‌اند. بسیاری از مشتری‌هایم آنها را می‌شناسند و از کپی‌ها تشخیص می‌دهند.»

۱۰ سالی می‌شود، دست‌هایش به کار افتاده اند. حالا خیلی از حرف‌هایش را هم با دست می‌زند. وقتی می‌تواند با عشق کار کند و با احساس گل‌های رز صورتی و بنفش را روی جای دستمال کاغذی‌های چوبی یا قاشق و چنگال‌های تزیینی بکشد. «از بچگی به نقاشی علاقه زیادی داشتم، کارهای دستی بسیاری را هم تجربه کردم اما نقاشی خلاقیت دارد. این کار را دوست دارم و فکر نمی‌کنم هیچ کاری را با این حد از علاقه انجام بدهم.»

زمانی که از کارهایش می‌گوید، تمام مدت نگاهش به میز کار کوچکی است که جلوی پنجره آرام گرفته. موقع حرف زدن با انگشت‌هایش بازی می‌کند، انگار می‌خواهد آنها به جایش حرف بزنند، شاید هم می‌خواهد حرف‌های آنها را از قشنگی‌های کاری بگویند که سختی‌هایش به چشم نمی‌آید و به نظرش، می‌تواند یک شغل خانگی خوب برای زنانی باشد که هنر را دوست دارند و می‌خواهند، مستقل کار کنند.

گوشه و کنار خانه و همینطور کارگاهی که در خانه ساختید، کارهای دستی بسیاری به چشم می‌خورند که کار دست شماست. ایده کار خانگی یا به قولی کار با دست از کجا آمد؟

من کارهای دستی زیادی را تجربه کردم، چه قبل از ازدواج و چه بعد از آن. ولی از اول علاقه ام به نقاشی بوده. دوست داشتم همه کارهای هنری را به نقاشی و کارهای دستی که علاقه دارم ربط بدهم.

قبل از این کار، کار زیورآلات انجام می‌دادم. درست کردن زیورآلات بیشتر مونتاژ است و نمی‌شود خیلی در آن خلاقیت به خرج داد. لوازم کار آماده است که باید آنها را کنار هم گذاشت و در نهایت چیزی تولید می‌شود که ممکن است شبیه کارهای دیگر باشد. چیزی که من را به نقاشی و کاری که الان انجام می‌دهم، علاقه‌مند کرد این بود که می‌توان در این کار خلاقیت داشت.

به نظرم کار دکوپاژ هم می‌شود مثل همون زیورآلات چون در نهایت ممکن است شما هم از همان دستمالی استفاده کنید که دیگری هم استفاده می‌کند و دو تا کار مشابه هم در بیاید.

یکی از دلایلی که این کار من را جذب خودش کرد این است که دست خودم است. کارها را می‌توانم با نقاشی کردن یا طرح‌هایی که در ذهن دارم، درست کنم. دلیل دیگر هم این است که من برای کارهای هنری که دوست دارم انجام بدهم، معمولا کلاس نمی‌روم. دوست دارم خودم تجربه کنم و یاد بگیرم. از طریق اینترنت جستجو می‌کنم و بعد آنقدر تمرین می‌کنم تا یاد بگیرم. خیلی کم پیش آمده برای کارهای هنری کلاس بروم.

به این کار اولین‌بار با دیدن کارهای یکی از دوستانم در اینترنت علاقه‌مند شدم. قبل از این هم کار زیورآلات، سفره عقد و … را امتحان کرده‌ام، ولی با روحیات من سازگار نبود، باید دنبال مشتری می‌بودم و در نهایت زحمتش بیشتر از سود کار بود. به همین دلیل جذب کاری شدم که می‌شد در آن بیشتر خلاقیت داشت.

 از ابتدا کار را در شبکه‌های اجتماعی همچون اینستاگرام شروع کردید؟

اول که این کار رو شروع کردم با فروشگاه‌ها همکاری می‌کردم. نمونه ای از کارهایم را برای فروشگاه‌ها می‌بردم و از این طریق کارها به فروش می‌رفت، اما چون فروشگاه‌ها درصدی روی کار می‌کشیدند، با این کار، قیمت‌ها بالا می‌رفت و خرید برای مشتری‌ها سخت میشد، به مرور زمان این علاقه در من ایجاد شد تا مستقل کار کنم و کارهایم را خودم برای فروش بگذارم.

علاقه ام به مستقل کار کردن دلیل دیگری هم داشت. من اول کار را با ساخت جعبه‌های مقوایی ساده شروع کردم، یادم می‌آید اولین بار که کار را برای فروش بردم، برخورد فروشنده، اصلا خوب نبود؛ طوری برخورد کرد که انگار یک جنس به درد نخور بدون مشتری را به مغازه اش برده‌ام تا اینکه متوجه شدم از طریق اینستاگرام می‌توانم کارهایم را خودم برای فروش بگذارم. از فروشگاه‌ها جدا شدم و الان به صورت اینترنتی سفارش می‌گیرم. برای شهرستان‌ها کارهای آماده شده را با پست می‌فرستم برای تهرانی‌ها هم با روش‌های مختلف سفارش‌ها را ارسال می‌کنم.

 گفتید که میانه خوبی با آموزش ندارید و خودتان تجربه می‌کنید تا یاد بگیرد. استعداد خودتان را چگونه کشف کردید که می‌توانید کار دستی را با خلاقیتی که راضی‌تان می‌کند، انجام دهید؟

نمی‌گویم، بد است که یکی کار را اصولی شروع کند، آموزش ببیند و از پایه یاد بگیرد. اینکه می‌گویم کلاس نرفتم به این دلیل بوده که از بچگی خیلی به نقاشی و کارهای هنری علاقه داشتم و همیشه هم دنبال این علاقه بودم. همیشه خودم تلاش کردم و تمرین کردم تا کارهای دستی و هنری را یاد گرفتم. البته در اهدافم هست که در آینده کلاس بروم، آموزش ببینم و کارهای جدیدی به کارم اضافه کنم.

اینکه آدم‌ها بدانند، به چه چیزی علاقه دارند، خیلی مهم است. من از بچگی به نقاشی علاقه داشتم، رفتم سمت کار زیورآلات اما دیدم آن چیزی که ته دلم می‌خواستم نبود و من را راضی نمی‌کرد اما بعد از دیدن این کار با توجه به اینکه با نقاشی در ارتباط بود جذب آن شدم.

 اشاره کردید که اولین بار نگاه فروشنده برای فروش کارتان بد بود، چند سال از آن اتفاق گذشته؟ الان نگاه‌ها به کار هنری دستی تغییر کرده؟

شاید ۱۰ سال. الان با توجه به تجربه‌ای که به دست آوردم، خودم ارزش کارم را تعیین می‌کنم. فکر می‌کنم، من برای فرد اشتباهی کار خودم را برده بودم. الان بیشتر متوجه این هستم که ارزش کار را خود فرد تعیین می‌کند و افراد هم با توجه به چیزی که در درون افراد می‌ببیند با او و کارش برخورد می‌کنند. اما در کل اگر آدم خودش برای فروش کارهایش اقدام کند، خیلی بهتر است.

تاکید خاصی دارید که اگر مردم مستقیما کارشان را به فروش برسانند خیلی بهتر است. راه افتادن شبکه‌های اجتماعی همچون فیس‌بوک، اینستاگرام و کانال‌های تلگرامی چقدر به پیشرفت فعالیت شما و هدف مستقل کار کردن کمک کرد؟

خیلی تاثیر داشت. پیش از اینکه فعالیتم را در فیس‌بوک یا اینستاگرام عرضه شروع کنم، مجبور بودم خودم حضوری کارها را به فروشگاه ببرم، نشان بدهم و پیگیری کنم که پذیرفته شده یا نه. اما وقتی از طریق اینستاگرام کارها را عرضه می‌کنم، کسانی کارها را دنبال می‌کنند که مطابق سلیقه‌شان است. وقتی کارهایتان را با عکس ارایه می‌دهید، کسانی کارهایتان را می‌بینند که سبک کار شما، سبک مورد علاقه آنها هم هست. همچنین با افراد بیشتری در ارتباط هستید که سن‌های مختلفی دارند. از این طریق با فروشگاه‌های مختلف آشنا می‌شوید که پیشنهاد کار می‌دهند. از شهرهای مختلف مشتری پیدا می‌کنید. ارتباطات خیلی بیشتر می‌شود و افرادی که پیش از شما کارهای مشابهی می‌کردند، شما را معرفی می‌کنند. کلا ارتباط گسترده می‌شود و کار زودتر گسترش پیدا می‌کند تا اینکه در خانه فعالیت کنید. اینستاگرام فراتر از یک فروشگاه است برای من.

قبلا که کار زیورآلات می‌کردم در خانه «شو» (نمایشگاه) می‌گذاشتم که متاسفانه نتیجه خوبی نداد. خیلی زحمت داشت، افراد با اینکه کار را می‌دیدند اما اعتماد نمی‌کردند که به بیایند خانه و محصولی که می‌بینند را بخرند. البته حق را به آنها می‌دادم. وقتی در شبکه اجتماعی کارها را می‌گذاریم با قیمت و عکس، وقتی اطلاعات کامل را می‌ببیند، مشتری می‌شوند. خیلی جالب است که من فکر می‌کردم بر عکس باشد، یعنی حضوری راحت‌تر باشد اما تجربه نشان داد که خیلی هم مهم نیست، حضوری باشد.

 یعنی به نظر شما گرایش مردم از خرید حضوری به غیرحضوری تغییر کرده؟

نه، نمی‌گویم که تغییر کرده ولی الان راحت تر اعتماد می‌کنند، قبلا اینطور راحت اعتماد نمی‌کردند. من خودم گاهی تعجب می‌کنم، وقتی کار را ندیده‌اند، چطور از طریق تصویر، تعداد زیادی کار سفارش می‌دهند. البته الان هم هستند افرادی که می‌پرسند، فروش حضوری هم دارید یا خیر. اما به نظرم الان خیلی بهتر شده. شاید اگر اینستاگرام و فیس بوک نبود در این مرحله دلم می‌خواست، یک فروشگاه داشته باشم. ولی الان بدون اینکه فروشگاه داشته باشم با مشتری‌ها در ارتباطم.

 پس اینستاگرام یا به قولی شبکه‌های اجتماعی برای شما و بسیاری از افرادی که همچون شما فعالیت می‌کنند، یک فروشگاه در دسترس شده؟

بله دقیقا. بدون هزینه تبدیل به فروشگاه شده و شاید هم بیشتر از یک فروشگاه. در حال حاضر، از شهرستان‌های مختلف همچون، اهواز، بندرعباس و از شهرهای دور مشتری دارم که شاید اگر فروشگاه داشتم و کارها را در فروشگاه عرضه می‌کردم، این افراد اصلا نمی‌توانستند کارها را ببینند و سفارش بدهند.

اطراف را که نگاه می‌کنم، بیرون و داخل همین اتاق که اتاق کار شما هم هست، گل‌های زیادی دیده می‌شود، نقاشی‌ها هم طرح‌هایی از گل هستند. ایده خاصی پشت این همه طرح گل هست یا فقط یک علاقه شخصی است که شما را هم به سمت نقاشی گل‌ها سوق داده؟

علاقه من است، به طرح‌های گلدار و به گل و گیاه همیشه علاقه خاصی داشتم. وقتی آدم از ابتدا یک سبکی را در زندگی دارد، همیشه ایده‌هایش به سمت آن سبک می‌رود. من همیشه به چیزهای گلدار یا به قول امروزی‌اش «گل گلی» علاقه داشتم و فکر می‌کنم به همین دلیل هم بوده که کارهای خودم به سمت طراحی از گل رفته. مشتری‌ها هم می‌پسندند، بیشتر کسانی که کارهای من را دنبال می‌کنند، کسانی هستند که سلیقه شان مثل من است و طرح‌های گل گلی می‌پسندند.

به قبل از شروع این کار برگردیم، به ۱۰ سال پیش که هنوز کار را شروع نکرده بودید یا حتی قبل تر زمانی که می‌خواستید یک رشته تحصیلی را برای تحصیلات عالی انتخاب کنید؟ چقدر رشته دبیرستان و حتی دانشگاهی شما به کاری که الان انجام می‌دهید، مرتبط است؟

در دبیرستان تجربی خواندم و در دانشگاه مهندسی صنایع غذایی، و می‌بیند که چقدر با کاری که الان انجام می‌دهم، همخوانی دارد. خیلی دوست داشتم در رشته خودم کار کنم اما متاسفانه با روحیات من سازگار نبود. کار در کارخانه بود، باید صبح زود می‌رفتم کارخانه که با علاقه من همخوانی نداشت. چند باری هم تلاش کردم اما در نهایت رفتم به دنبال علاقه ام.

فکر می‌کنید، اگر در رشته‌ای که تحصیل کردید فعالیت می‌کردید، بیشتر موفق بودید؟ یا حس رضایتی که الان دارید را آن موقع هم داشتید یا خیر؟

فکر نمی‌کنم. شاید در آن کار هم موفق می‌شدم اما علاقه‎‌ای که الان به کارم دارم وباعث مي‌شود، صبح با عشق و علاقه به کاري که قرار است انجام بدهم بيدار مي‌شوم، قطعا در آن زمان نداشتم. فکر نمي‌کنم در هيچ زمينه‌‎اي اينقدر با عشق کار کنم که الان کار مي‌کنم. آدم اگر در آن زمينه‌اي که علاقه‌مند است کار کند، هيچ وقت خسته نمي‌شود.

به لحاظ مالي چطور؟ اگر کاري که در آن تحصيل کرده ايد را انتخاب مي‌کرديد، از نظر مالي بهتر بود يا کاري که به آن علاقه‌مند هستيد؟ اين کار به لحاظ مالي هم شما را تامين مي‌کند يا فقط از نظر روحي نيازهايتان را تامين کرده است؟

به نظر من هر دو را تامين مي‌کند. براي کار، در ابتدا آدم يک هزينه‌اي مي‌کند تا جايي هنوز راضي نيست، تا پيشرفت کند و به سود برسد. اين مراحل براي من طي شده است و الان به جايي رسيدم که با افراد زيادي آشنا شدم و کارم گسترش پيدا کرده. از نظر مالي اين کار براي من خوب است. شايد در کاري که در آن تحصيل کرده‌ام، مشغول مي‌شدم، درآمد بيشتري داشتم اما خب براي هر کاري بايد هزينه‌اي پرداخت. در آن صورت بايد وقت بيشتري از زندگي شخصي‌ام مي‌گذاشتم و الان فکر مي‌کنم چيزهاي بيشتري به دست آوردم. با اين کار، وقتم آزادتر است. به کارهاي زندگي‌ام مي‌رسم، درآمدم براي يک کار خانگي خوب است.

22

گفتيد که براي يک کار خانگي مي‌تواند، شغل خوبي باشد. يعني اگر کسي مثل شما به هنر علاقه‌مند باشد و بخواهد از طريق يک کار هنري خانگي معيشتش را تامين کند، مي‌تواند موفق باشد و هزينه‌هاي زندگي را تامين کند يا اين کار بايد شغل دوم باشد؟

مي‌تواند. به نظرم هر کسي براي چيزي که مي‌خواهد بايد تلاش کند. ابتداي کار به من مي‌گفتند که اين کار تو که کار تفريحي است و من پاسخ مي‌دادم، نه؛ اگر کاري درون خانه باشد دليل ندارد که تفريحي باشد. کار را جدي گرفتم، زمان گذاشتم. وقتي براي کاري وقت گذاشته شود، مي‌تواند موفق باشد و از کار تفريحي به کاري جدي تبديل شود و درآمدي داشته باشد که هزينه‌هاي زندگي را پاسخ دهد و نيازي به شغل ديگري نباشد. از يک کار خانگي هم مي‌توان به درآمد خوب رسيد اما بايد براي آن وقت گذاشت و زحمت کشيد.اگر کسي بخواهد در کار خانگي يا کار دستي به درآمد بيشتري برسد، مي‌تواند کار خود را گسترش دهد. سفارش‌هاي بيشتري بگيرد، به افرادي آموزش دهد که در کار کمکش کنند و فروشگاهي داشته باشد و اين برنامه‌ها مي‌تواند در درآمد تاثيرگذار باشد.

يعني اگر يک نفر به کار هنري علاقه‌مند است مي‌تواند به شغل شما به عنوان يک شغل خانگي نگاه کند. زماني که براي رسيدن به اين شرايط شغلي، طي شد تا به اين کار به عنوان يک شغل ثابت نگاه کنيد، چقدر بود؟

بستگي به ميزان تلاش و انرژي دارد که آدم براي کار خود مي‌گذارد. من کارهاي ديگر را در نظر نمي‌گيرم چون موقت و کوتاه مدت آنها را انجام دادم. در اين کار که جدي‎تر آن را پيگيري مي‌کنم؛ حدود يک سال. البته خيلي چيزها روي کار تاثيرگذار بوده. وقتي در اينستاگرام کار را شروع کردم سرعت ارتباط گرفتن با مشتري‌ها بيشتر شد، سرعت کار من و اينکه بتوانم به کارم به عنوان يک شغل ثابت نگاه کنم را هم بالا برد. قبلا که شبکه‌هاي اجتماعي نبود و بايد از طريق دوستان و آشنايان کارها را معرفي مي‌کردم، پيشرفت کار خيلي زمان‌بر بود اما الان اينستاگرام باعث شده که خيلي راحت تر بشود کار را معرفي کرد و ارائه داد.

بسياري از مردم شايد به خاطر حس ريسک پذيري که در وجودشان سراغ ندارند به سراغ کاري که قبلا آزمايش شده و ميزان پذيرش آن توسط مردم هم سنجيده شده، مي‌روند. حالا درباره خود شما، وقتي قرار بود کار را شروع کنيد، حس ريسک پذيري چقدر مي‌گفت که نه، اين کار را نکن، از راهي برو که امتحان پس داده؟

در اين کار يعني در کارهاي هنري بايد ريسک پذير بود در غير اين صورت موفقيتي ندارد. قبل از اينکه اين طرح‌ها را بزنم خيلي به اين فکر مي‌کردم که ممکن است اين گل‌ها به نظر من قشنگ باشند و فقط من آن‌ها را دوست داشته باشم. ولي واقعيت اين است که در اين کارها اگر تنوع نباشد آدم خسته مي‌شود. در حال حاضر، تعداد کساني که کار دکوپاژ روي چوب يا حتي نقاشي روي چوب را انجام مي‌دهند، خيلي زياد است. اگر کسي مي‌خواهد وارد اين نوع فعاليت شود، قبل از شروع بايد ببيند چه کاري مي‌تواند انجام دهد و براساس آن سعي کند کار جديدي را ارايه دهد. اگر هر کسي قرار باشد وارد شود و کارهاي تکراري بقيه را انجام دهد، موفق نخواهد بود. من وقتي کار را شروع کردم، روي کفگير چوبي يا قاشق‌هاي چوبي نقاشي مي‌کردم تا پيش از آن، کسي اين کار را نمي‌کرد و خيلي طرفدار پيدا کرد.

طرح‌هاي گل گلي را انتخاب کرديد و توجه بسياري از کساني که اين سبک را دوست دارند را جلب کرديد.

يکي از دلايلي که دوست داشتم نقاشي کنم، همين بود. دوست داشتم کارهاي خودم باشد. در اينستاگرام، آدم مي‌بيند که طرح‌ها کپي مي‌شوند. اين خيلي خوشايند نيست، هر چند که يه وقت‌هايي حس خوبي است که آدم ببيند طرح‌هايش ديده شده و ديگران هم از آن استفاده مي‌کنند اما در نهايت حس خوبي نيست. من به همين دليل نقاشي را انتخاب کردم که آن کار، براي من باشد.

يعني مُهر شما پاي آن کار خورده باشد.

بله، مي‌خواستم مهر من پاي آن کار خورده باشد. الان مشتري‌ها و دوستانم وقتي کارهاي کپي شده را مي‌بينند، تماس مي‌گيرند و مي‌گويند که کارهاي شما کاملا معلوم است. اين گل‌ها شده نشانه من و اين براي من خيلي لذت بخش است. و اين اينکه مي‌گويم به مرحله خوبي رسيدم، به خاطر اين است که به جايي رسيده ام که طرح‌هاي من رو مي‌شناسند و کار به اسم من ثبت شده است. رسيدن به اين مرحله که من را با اين کار بشناسند، آرزوي من بوده است.

مشتري‌هايتان بيشتر چه کساني هستند؟ چه سني دارند؟

بيشتر خانم‌ها، يعني ۹۰ درصد خانم‌ها هستند که بسياري از آنها کار را براي جهيزيه سفارش مي‌دهند. بعد از خانم‌هاي جوان در سن ازدواج، دخترخانم‌هايي با سن‌هاي پايين‌‎تر هستند که کارها را براي اتاق‌هايشان مي‌خواهند. بخش زيادي از سفارش‌هاي من از شهرستان‌هاست که شايد به دليل تنوع نداشتن اين سبک در شهرهاي ديگر باشد.

چه شهرهايي؟

اصفهان، بندرعباس، از تبريز سفارش‌هاي زيادي دارم، شيراز، کرمان، مشهد. از خيلي شهرها بوده، مي‌توانم بگويم با تعداد سفارش‌هايي که از تهران مي‌گيرم برابر است.

از شهرهاي مختلف به شما اعتماد مي‌کنند و سفارش کار مي‌دهد، آن هم تنها از روي يک عکس. خود شما چقدر مشتري بازار مجازي هستيد؟

واقعيت را بگويم؛ نيستم. چند وقت پيش خريد اينترنتي انجام دادم، تا وقتي سفارشم به دستم برسد خيلي استرس داشتم که سالم به دست مي‌رسد يا نه. استرسي که داشتم، براي خودم جالب بود. به اطرافيانم مي‌گفتم، نمي‌دانم چطوري، با رقم‌هاي بالا کار به من سفارش مي‌دهند، چقدر راحت اعتماد مي‌کنند و قبل از کار هم بيعانه مي‌پردازند. البته يک حس خوبي به من منتقل شد اينکه خودم راحت اعتماد نمي‌کنم و براي سفارشي که دادم خيلي استرس داشتم اما ديگران به من اعتماد مي‌کنند!

در باره کار هم صحبت کنيم، روي ميز چند قلم جنس چوبي قرار دارد. اينها را که خودتان درست نمي‌کنيد، آماده هستند. کارهاي خام را آماده مي‌خرم و روي آنها نقاشي يا دکوپاژ مي‌کنم. البته الان سليقه بيشتر زنان به سمت نقاشي رفته و کارهاي گل گلي، رنگ‌هاي شاد و کارهاي کلاسيک را مي‌پسندند اين کارهاي گل گلي را مدت کوتاهي است که شروع کردم. اولين بار که مي‌خواستم اين طرح‌هاي گل گلي را بکشم، فکر نمي‌کردم که مورد توجه قرار بگيرد. الان مدتي است که فقط از اين سبک کار سفارش مي‌گيرم با اينکه دوست دارم کارهاي ديگري هم بزنم اما تمام سفارش‌ها همين سبک است.

رنگي که استفاده مي‌کنيد چه رنگي است؟

رنگ‌هايي که استفاده مي‌شود رنگ اکريليک است که بر پايه آب هستند. چون کارها شسته مي‌شود بايد از رنگي استفاده کرد که با شستشو خراب نشود، رنگ‌ها پلاستيک هستند. غير از اين هم نمي‌تواند باشد، چون رنگ‌هاي ديگر بو زيادي دارند که نمي‌توان در فضاي خانه از آنها استفاده کرد.

در تمام مدت که حرف زديم، در باره علاقه به کار و عشق به کار صحبت کرديد، کمي هم از سختي‌هاي کار بگوييد.

قشنگي‌هاي کار زياد است. وقتي رنگ کردن کار شروع مي‌‎شود، قشنگي‌هاي کار هم شروع مي‌شود. اما اول کار که چوب‌ها را تهيه مي‌کنم، اين چوب‌ها نياز به سمباده زدن دارند، سمباده زدن سخت ترين بخش کار است. يک انرژي مردانه مي‌خواهد چون بايد سطح اين چوب‌ها و گوشه‌هاي آن به خوبي سمباده زده شود، اين کار واقعا سخت است و انرژي زيادي مي‌برد. سخت‌ترينش همين است.

يعني دوره اي که مي‌خواستيد مشتري جذب کنيد، سخت نبود؟

من آرام آرام کار را شروع کردم و با توجه به تجربه اي که از کارهاي قبلي داشتم، منتظر يک پيشرفت سريع نبودم. به همين دليل آن دوره هم براي من دوره سختي نبود و به اين فکر مي‌کردم که بايد اين مرحله بگذرد. ولي آنقدر کارم را دوست دارم که اگر قرار باشد در باره سختي‌هاي کار صحبت کنم در همين حد است، سمباده زدن و اداره پست رفتن براي پست کردن سفارش‌ها. خوب، وقتي هم که حجم سفارش‌ها بالا باشد و حس کنم دست تنها هستم احساس مي‌کنم سخت است.

چه فصلي از سال حجم کار بيشتر است؟

نزديک عيد به خاطر هداياي عيد، معمولا حجم کار خيلي بالاست و بيشتر سفارش دارم. بعد هم در تابستان. با توجه به اينکه بيشتر سفارش‌هاي من براي جهيزيه است، سفارش‌ها وقتي زياد مي‌شود که عروسي‌ها بيشتر باشد.

گفتيد الان در جايي ايستاديد که آرزويش را داشتيد، آينده کاري که شروع کرديد قرار است چگونه باشد؟

خيلي دوست دارم که کارم را گسترش دهم.می خواهم،آموزش بگذارم.برای شروع کار از خانه استفاده کردم و سعی کردم یک اتاق را شبیه دفتر کار درست کنم.میخواهم کارگاهی کوچک و حتی یک فروشگاه داشته باشم تا بتوانم با مشتری هایم حضوری در ارتباط باشم و به کارم تنوع بدهم تا گسترش پیدا کند.