زنان در ترکیه در کشمکش بین سنت و مدرنیته

0
274

قتل زنان، طلاق، جدايي و درخواست‌هاي غيرمعمول مردان از زنان،جزو اصلي‌ترين مواردي است که بخش قابل ملاحظه‌اي از جامعه زنان ترکيه در ذيل عنواني به نام «قتل‌هاي ناموسي» با آن درگير هستند.

بسياري از منتقدان و جامعه‌شناسان فعال حقوق زنان در ترکيه بر اين اعتقادند که قتل زناني که به علت اختلاف حاد با شوهران، اعتياد به الکل يا خشونت خواهان اتمام رابطه هستند در چهارچوب تعريف شده «جنايت‌هاي ناموسي»، «جنايت‌هاي عرفي-اخلاقي» يا «جنايت‌هاي از سرِ جاه‌طلبي مردان» نمي‌گنجد. از اين رو، تعريفي نو بر اساس مفهومي نو ضروري به نظر مي‌رسد و به همين منظور، مفهوم «جنايت عصيان» بيشنهاد مي‌شود.

مفهوم جنايت عصيان به معني شورش زن عليه نظم رايج و بيان اراده شخصي وي، وقتل اوتوسط مردش است. بررسي‌ها نشان مي‌دهد قتل زنان از سوي شوهران به دنبال درخواست طلاق يا جدايي از سوي زنان برخلاف جنايت‌هاي ناموسي يا عرفي-اخلاقي متعلق به طبقه‌اي خاص يا گروه‌هاي ديني، قومي يا اجتماعي نيست. مهم‌ترين عامل در جنايت‌هاي عصيان، قتل زن به دنبال خواست زن براي جدايي از مرد و در واقع مخالفت با وضع موجود است. اين مخالفت و اعتراض، بيان اراده شخصيِ زن است که نمي‌تواند جدا از تلاش زنان براي کسب استقلال ارزيابي شود.ديناميسم اصلي در جنايت‌هاي عصيان را بايد در کشمکش بين سنت و مدرنيته جست که در روابط زن و مرد انعکاس مي‌يابد. اين وضعيت بيانگر کشمکش بين آزادي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي زنان با نقش و جايگاه سنتي مردان است. به همين دليل هم علل رواج قتل‌هاي عصيان در ترکيه را مي‌توان در چارچوب کشمکش بين سنت و مدرنيته ارزيابي کرد. ريشه اين کشمکش را مي‌توان با تمرکز بر تحول موقعيت زنان يافت. برخلاف مردان، تحول جايگاه زنان در ضديت آنان با جايگاه زن در جامعه پدرسالار است.مرد با اتکا به نقش تعريف شده‌اش در مناسبات سنتي، تحول موقعيت زنان را در قالب تهاجم به مرزهاي قدرت مردانه و لزوم مقاومت در برابر اين هجمه ارزيابي مي‌کند. قتل زنانِ خواهان طلاق، جدايي يا تصميم‌گيري براي زندگي شخصي نقطه اوج اين مقاومت مردانه-سنتي است.

A woman shouts slogans during a demostration in Istanbul on February 14, 2015, against the murder of a young woman named Ozgecan Aslan. Women's rights activists in Turkey took to the streets in protest at the murder of a young woman after she resisted an alleged attempt to rape her, local media reported. AFP PHOTO / OZAN KOSEOZAN KOSE/AFP/Getty Images

نقطه عطف در جنايت‌هاي زنان، قتل «عايشه پاشالي» در سال ۲۰۱۰ به دنبال طلاق به علت خشونت سيستماتيک از سوي شوهرش است.از آن زمان به اين سو، تصوير وي با چشماني کبود و مالامال از خشم و رنج نهفته در آن پيوسته در اعتراض‌هاي خياباني عليه قتل‌هاي زنان استفاده مي‌شود. عايشه پاشالي قبل از کشته شدن درخواست‌هاي متعددي به نهادهاي مختلف براي محافظت ازاو در برابر تهديدهاي جاني توسط شوهرش داده بود؛ اما هيچکدام از اين نهادها پاسخي به درخواست‌هاي وي نداده بودند. همين نکته قتل عايشه را بسيار تراژيک مي‌کند. جنايت محتوم در حال نزديک شدن بود اما سيستمِ آگاه از وقوع آتي اين جنايت به عللي نامعلوم مانع آن نشد. بعد از قتل عايشه پاشالي تدابير و ترتيبات پيشگيرانه قانوني زيادي اتخاذ شد اما جنايتها همچنان ادامه داشت. منتقدان مي‌گويند که رسانه‌هاي نوشتاري و ديداري با اطلاق عنوان ساده انگارانه «جنايت ناموسي» روي واقعيت اين جنايت پرده کشيدند. اين در حالي استکه جنايت‌هاي ناموسي شکل نهادينه فرهنگي دارند و در ساليان متمادي قدرتشان را از سنت کسب ‌کرده‌اند.

در مورد خاص ترکيه، در مقابل ويژگي‌هاي مشترک جنايت‌هاي ناموسي و عرفي-اخلاقي تفاوت‌هايي نيز موجود است. در هر دو مورد، علت مهم و موثر، فشار اجتماعي ناشي از ارزش‌هاي کهن پدرسالار است. جنايت‌هاي ناموسي لزوما همراه با تصميم خانواده و نقشه قبلي قتل قرباني يا واجد هرگونه کيفيت جمعي در کنش قتل نيست، ولي قتل‌هاي عرفي هميشه همراه با عناصر مذکور هستند. جداي از اين، جنايت‌هاي عرفي-اخلاقي عموما به دنبال علل ناموسي انجام مي‌گيرد. جنايت‌هاي عرفي-اخلاقي بيشتر منابع غربي تحت عنوان جنايت‌هاي ناموسي طبقه‌بندي مي‌شوند.از ديگر سو، جنايت‌هاي ناموسي و جنايت‌هايي که با انگيزه جاه‌طلبي انجام مي‌شوند با وجود قرارگرفتن در طبقه‌بندي‌هاي متفاوت؛ در برخي مواقع کيفيات مشترکي دارند. علت مهم و مشترک قتل‌هاي ناموسي و قتل‌هايي که به علت جاه‌طلبي رخ مي‌دهند، حسادت است. در غرب جنايت‌هايي که به دنبال خيانت زنان يا مشکوک شدن مردان به آنان صورت مي‌گيرد ذيل جنايت‌هاي جاه‌طلبي مردان طبقه‌بندي مي‌شود، اما همان جنايت در ترکيه و ديگر کشورهاي مسلمان يا کشورهاي خاورميانه جنايت‌هاي ناموسي نام مي‌گيرند. براي مثال در ايتاليا و يونان جنايت‌هاي ناموسي بيشتربا خيانت زنان مرتبط هستند. از اين جنايت‌ها نزد عوام در ايتاليا تحت عنوان «طلاق به سبک ايتاليايي» ياد مي‌شوند.

در حاليکه در سال‌هاي اخير جنايت‌هايي که در ترکيه رخ داده بيشتر از آنکه مربوط به عفت يا وفاداري زنان باشد با تحول موقعيت و جايگاه زنان و به تبع آن، تحول در عادات مرتبط است. هر چقدر هم که علل منتهي به قتل زنان همچون درخواست طلاق، جدايي يا جواب منفي به درخواست رابطه از سوي مردان تحت عنوان جنايت ناموسي ارزيابي شود در اصل آنچه رخ داده جنايت عصيان است. جنايتي که به علت عصیان زنان صورت می‌گیرد. جنایت‌های ناموسی و عرفی-اخلاقی قبل از هر چیز با «بی عفتی» زنان مرتبط است. علت اصلی وقوع چنین جنایت‌هایی «لکه‌دار شدن» ناموس و پاک‌کردن آن به واسطه قتل زن است. در حالیکه جنایت‌های عصیان و درخواست طلاق یا جدایی هیچ گونه ربطی به موضوعاتی همچون ناموس یا عفت زنان ندارد.

نمی‌توان از قتل عایشه باشالی تحت عنوان جنایت ناموسی یاد کرد، بلکه می‌توان از آن قتل تحت عنوان جنایت عصیان توسط شوهری مجنون سخن گفت. جنایت‌های عصیان مبتنی بر سنت مشخصی نیست بلکه مبتنی برعللی چون اختلافات میان زن و شوهر ناشی از سبک مدرن زندگی و یا وابستگی افراطی مرد به زن است.

افزایش جنایت‌های عصیان در ترکیه مدرن با تحول موقعیت زنان ارتباط نزدیکی دارد. مشارکت فزاینده زنان در نیروی کار شهری، هرچه بیشتر دیده شدن حضور زنان در فضاهای عمومی و تلاش آنان جهت رشد فردیت، فرصت خروج آنان از چارچوب تعاریف سنتی نقش‌های زنانه را ممکن کرده است. افزایش نهادهای جامعه مدنی زنان جایگاه آنان را مستحکم‌تر ساخته است. وقوع جنایت‌های عصیان محصول کشمکش بین جایگاه نوین زنان با نظام پدرسالار یا همان نظامی است که موسس جایگاه سنتی مردان است. با وجود ‌رغم تدابیر و ترتیبات شدید قانونی برایپیشگیری از خشونت علیه زنان، جنایت‌ها همچنان ادامه دارند و این سندی است دال بر ماهیت ساختاری مساله خشونت علیه زنان در ترکیه. از همین رو، پیشگیری از وقوع جنایات علیه زنان با اصلاحات ساختاری و درازمدت ممکن به نظر می‌رسد.

این نوشته ترجمه بخشی از مقاله «بین سنت و مدرنیته: قتلهای اخیر زنان در ترکیه» درشماره ۳۰مجله جامعه شناسی در سال ۲۰۱۴ است.