مردم چاق ها را افسرده می کنند

0
499

آنها که چاقند يا درگير اضافه وزني، آنها که از رژيم‌هاي طولاني و ورزش در باشگاه‌هاي کسالت آور بيزارند، آنها که مي‌خواهند يک شبه که نه، چند ساعته با يک چاق خوردن به شکم و پهلو، لاغر شوند، حتي آنها که توهم چاقي دارند، همه از مراجعه کنندگانش هستند. يا عروسند و مي‌خواهند در لباس سفيد، زيباتر به چشم آيند يا نااميد از ورزش و رژيم، فکر مي‌کنند دنيا به آخر رسيده و آنها به وزن دلخواهشان نمي‌رسند. همه آنها مراجعه کنندگان کلينيک چاقي بيمارستان رسول کرم (ص) هستند. جايي که «آمنه قنبري صفايي»، در بخش روانپزشکي نشسته و ويزيتشان مي‌کند.

زناني مشکل چاقي دارند و براي لاغري به کلينيک شما مراجعه مي‌کنند، چه ويژگي‌هايي دارند؟

بيشتر مراجعه کنندگان ما زنان ۲۰ تا ۴۰ ساله هستند.افرادي که در کنار چاقي، درگير افسردگي شده‌اند. دليل عمده آن هم همين چاقي است. مشکل اين افراد تنها انباشت چربي‌ها نيست، آنها از انبوهي از تبعيض‌هاي اجتماعي در رنجند. از نظر من چاقي داستان يک زندگي است، حاصل امروز و ديروز کسي نيست که به ما مراجعه مي‌کند و مي‌خواهد وزن کم کند.

چه تبعيض‌هايي؟

تبعيض‌هاي اجتماعي و اقتصادي.اين تبعيض‌ها بيشترين مشکل افراد چاق است.آنها حتي در ازدواج هم با مشکل مواجه مي‌شوند. وضعيت ظاهري‌شان هنگام خريد لباس، آنها را نااميدتر مي‌کند، خيلي وقت‌ها با آنها رفتارهاي خوبي از سوي فروشندگان نمي‌شود.برخي از تاکسي‌ها چون سنگين وزن آنها را سوار نمي‌کنند، هستند. اين مسايل در روحيه شان تاثير مي‌گذارد و در نهايت به شکل افسردگي خودش را نشان مي‌دهد.

به نکته مهمي اشاره کرديد، اغلب اين افراد به دليل وزن و ظاهر بدني که دارند، اعتماد به نفس پاييني هم دارند.

بله درست است، اعتماد به نفس، نقطه ضعف آنهاست. به همين دليل به تدريج خانه نشين مي‌شوند. متاسفانه مردم، نگاه خوبي نسبت به افراد چاق به ويژه زنان ندارند. يک بررسي روي کودکان ۷ ساله در يکي از کشورهاي اروپايي انجام شد که در آن، نظر اين کودکان را نسبت به همکلاسي چاق شان جويا شدند، در اين بررسي، کودکان از واژه‌ها و جمله‌هاي رکيکي درباره افراد چاق استفاده کردند. خيلي‌ها گفته بودند دلمان نمي‌خواهد با افراد چاق دوست شويم،حتي برخي گفتند يک دوست و همکلاسي معلول را به يک آدم چاق ترجيح مي‌دهند. متاسفانه برخي از افراد چاق آنقدر اعتماد به نفس پاييني دارند و درگير خودکم بيني هستند که در خيلي از مهماني‌ها شرکت نمي‌کنند، البته اين مسائل بيش از همه به خود افراد بستگي دارد، اگر فرد احساس ارزشمندي وهويت خود را در حيطه‌هاي ديگر داشته باشد، مساله ظاهر آنقدر برايش اهميت پيدا نمي‌‎کند.

درست است، محدوديت‌هاي اين افراد در زندگي روزمره چطور است؟ ظاهرا برخي حتي با دکتر رفتن هم مشکل دارند.

بله، از مراجعه‌کنندگان مي‌شنوم که برخي از مراکز درماني، براي وزن‌کشي اين افراد بايد دستگاه مخصوص داشته باشند، ام.آر.آي و سونوگرافي‌شان سخت است.حتي براي سنجش فشار خونشان، نياز به وسايل خاص دارند، در خيلي از همين مراکز پزشکي، برخوردهاي خوبي با آنها نمي‌شود. مشکلات در رفت و آمد، سختي يافتن شغل و محدوديت‌‎هاي خارج از خانه، آنها را، افراد چاق را منزوي مي‌کند و همين انزوا آنها را چاق‌تر مي‌کند. درواقع با کاهش فعاليت بدني، وزنشان هم بيشتر مي‌شود. البته جامعه نگاه سخت‌گيرانه‌تري نسبت به چاقي زنان دارد، همين هم شده تا مراجعه مردان براي کاهش وزن به اندازه زنان نباشد. مردم اغلب چاقي را براي مردان عيب نمي‌بيند. نکته ديگر اين که اين افراد در زندگي خصوصي و روابط جنسي هم با مشکل مواجه مي‌شوند، چاقي مي‌تواند منجر به تغييرات هورموني و در نهايت کاهش ميل جنسي شود، حتي در باروري افراد هم تاثير مي‌گذارد. بيشتر کساني که اين درگيري را دارند، از رابطه جنسي خود لذت کمي مي‌برند.

همه نکاتي که اشاره کرديد، درست است، اما در جامعه با افراط در توجه به ظاهر مواجه هستيم، يعني نه فقط افرادي که اضافه وزن دارند که زنان با وزن معمولي هم گاهي به شدت خود را درگير ظاهر و کاهش وزن مي‌کنند. چه اتفاقي افتاده که اين ميزان توجه به وزن افزايش يافته و همه در تب لاغري به سر مي‌برند؟

بله، ما در حال حاضر خيلي مي‌بينيم که ظاهر، تبديل به يک مشغله ذهني شده است، تا جايي که برخي از خوردن احساس گناه و عذاب وجدان مي‌کنند، ترس آنها هم از اضافه وزن است. ما حتي به اين نتيجه رسيده‌ايم که هر چقدر شرايط اجتماعي و اقتصادي و حتي تحصيلات افراد بالاتر باشد، درگيري‌هاي ذهني شان نسبت به ظاهر بيشتر مي‌شود، آنها که از نظر اقتصادي، ضعيف هستند، غم نان دارند و ممکن است کمتر درگير ظاهر باشند، اين مشغوليت‌ها در در موارد خفيف مشکل حادي ايجاد نمي‌کند اما در موارد شديد آن نياز به درمان دارد.

اشتغال ذهني که به آن اشاره کرديد، به اين معني است که فرد در واقعيت مشکلي ندارد، اما در خود مشکلي مي‌بيند؟

اين هم مي‎‌تواند باشد، ما با گروهي هم مواجه هستيم که يک ديد نادرست و غيرواقعي نسبت به خودشان دارند، همه حالات روحي و رواني و ناکامي‌هايشان در زندگي را به چاقي و ظاهرشان نسبت مي‌دهند در حالي‌که اينطور نيست.

يعني فرد شايد آنقدرها چاق نيست اما احساس مي‌کند چاق است؟

هر کس يک تصوير بدني از خودش دارد که معمولا با خود واقعي‎اش متفاوت است.مراجعه کننده‌اي داشتيم که وکيل بود و با وجود داشتن توده بدني (BMI) بالاي ۵۰، همه جا مي‌رفت و چاقي مانعي براي فعاليت‌هايش نبود، هيچ حس بدي نسبت به خودش نداشت، اما کسي هم بود که با توده بدني، ۳۷ خانه نشين شده بود. در اينجا تصوير بدني افراد از خودشان اهميت زيادي دارد. گاهي افراد واقعا مشکل چاقي ندارند، اما فکر مي‌کنند، اضافه وزن دارند.

در حال حاضر زنان در جامعه درگير اين موضوع هستند؟ يعني در اين تصوير بدني مشکل دارند؟

آنچه ما مي‌بينيم اين است که ميزان رضايت افراد از ظاهرشان خيلي کم شده و اين هم تحت تاثير نگاه‌هاي اجتماعي و تبليغات است و اين موضوع در ميان زنان شايع‌تر است.

به تبليغات اشاره کرديد، اين موضوع چقدر در ايجاد همان تصوير بدني نادرست و اشتغال ذهني نقش دارد؟ با توجه به اينکه در سال‌هاي اخير، حجم زيادي از آگهي‌هاي تجاري به همين موضوع لاغري اختصاص يافته است؟

خيلي موثر است.در سال‌هاي اخير تبليغات رسانه اي با موضوع مد و زيبايي فراگير شده و نگاه سخت گيرانه‌اي را نسبت به زنان ايجاد کرده، معيارهاي زيبايي در مقايسه با آنچه در گذشته بود، فرق کرده است. به عبارتي مي‎‌توان گفت که افراد ظاهر بين شده‌اند، در حالي‌که زنان، دست آوردهاي بيشمار و ارزشمندي دارند که بايد به آنها بپردازند و روي آنها متمرکز شوند امااحساس ارزش تنها به ظاهر افراد محدود شده است و بخشي از اين موضوع هم ناشي از اين است که زنان براي توانمند کردن خودشان در امور مختلف زندگي اقدام نمي‌کنند و براي اکثريت افرادي که به شدت درگير مساله چاقي مي‌شوند، زيبايي اصلي‌ترين معيار رضايتمندي از خود است.

مراجعه کننده شما بايد چه ويژگي داشته باشد که به او بگوييد چاق؟

چاقي تعريف خودش را دارد، هر کسي که بي.ام.اي يا همان شاخص توده بدني بالاي ۴۰ داشته باشد، نه تنها چاق است که نياز به جراحي هم دارد. بر اساس همين تعريف‌ها، دارندگان توده بدني بالا يا BMI 18تا ۲۵ در گروه افراد طبيعي، ۲۵ تا ۳۰ داراي اضافه وزن و ۳۰ به بالاها چاق هستند.

افراد تا چه اندازه تمايل به جراحي دارند، يعني مي‌خواهند زودتر به نتيجه برسند؟

گروهي هستند که واقعا نياز به جراحي دارند، اما بخش عمده‌اي از مراجعه‌کنندگان هستند که تقاضاي جراحي دارند، در حاليکه نياز به اين کار ندارند، اما چون از وزن خودشان راضي نيستند و هيکل‌شان را دوست ندارند، مي‌خواهند عمل کنند. اينها دچار نوعي پاتولوژي روانپزشکي هستند، اعتماد به نفس ندارند و رضايتي هم از کاهش وزن خود نداشته‌اند، اينها سخت‌ترين مراجعه‌کنندگان ما هستند و ما بايد آنها را از انجام جراحي منصرف کنيم.

اينها چه کساني هستند؟

اغلب کساني هستند که ديگر از رژيم‌هاي طولاني خسته شده‌اند، يا حوصله ورزش کردن ندارند، يا حتي براي مراسم ازدواج خودشان را آماده مي‌کنند و تاريخ عروسي‌شان نزديک است. کساني هم هستند که تحت تاثير عمل کرده‌ها، به ما مراجعه مي‌کنند. يعني نتيجه جراحي را در فرد ديگري ديده‌اند و آنها هم مي‌خواهند همان عمل را انجام دهند، در حالي‌که هر فرد از نظر فيزيکي با ديگري تفاوت دارد. تجربه به ما نشان داده، در بسياري از اين موارد، پس از جراحي لاغري، چاقي بار ديگر برگشته است. ما سعي مي‌کنيم در جلسه‌هاي مشاوره آنها را از انجام جراحي منصرف کنيم، حتي يک دوره اجباري رژيم و ورزش داريم. اما خيلي‌ها وقتي جواب رد از ما مي‌شنوند، مي‌رود جاي ديگر و آنجا عمل مي‌کنند.

چه چيز گره اين توجه بيش از حد به ظاهر را حداقل در بحث چاقي و لاغري باز مي‌کند؟

زنان بايد به ارزش‌هاي خود توجه کنند، ظاهر مهم است اما نقش اساسي در منزلت و جايگاه افراد ندارد.درست است، چاقي مغاير با سلامت است و هر فردي بايد براي تندرستي و سلامتي تلاش کند، اما اين موضوع نبايد به مشغله‌ ذهني تبديل شود که تمام زندگي فرد را تحت تاثير قرار دهد.